گلهای دامن تو ....
چون شورشی که سلطه ی خان را به هم زده ست
گلهـــای دامن تـــو خـزان را بـــه هــم زده ست
گلهـــای دامن تـــو خـزان را بـــه هــم زده ست
حل می شود تمـــام تنت در مسیر باد
رقص تو باز نظم جهان را به هم زده ست
لب های سرخ توست…پر از واژه ی جدید
این واژه نامه هات زبان را به هم زده ست
هی شاخـــه گل به دست گرفتی دم اذان
گلدسته هات نظم اذان را به هم زده ست
ابروت نقش تازه ی اسلیمــی است کـــه
زیبایی تو«نقش جهان» را به هم زده ست
در هر قمـــار، چشم تــو برگ برنده ای ست
چشم تو هرچه سود و زیان را به هم زده ست
دست از هدایت من بـی دیــن بکش! برو
موسا!صدات خواب شبان را به هم زده ست
سعید رستگارمند
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۸/۲۴ ساعت 20 توسط محمود فرزين
|
نظرات شما فانوس را روشن تر خواهدکرد: