سال هزار و سیصد و ... ، هر سال سال ِ توست

تقدیر من ، رقم شده در زیر فال توست


میـــپرسی این غزل برای کدامین فرشته است ؟

میـــخندم ، آی خوب ِ من ! این شرح حال توست


غیر از کلام و واژه چه دارم من از جهان ؟

این خلسه های نیمه من ، از مجال ِ توست


بیت و نفَس ، شبیه به هم تند میـــشوند

آهنگ قلب و نبض من ، این حس و حال توست


وصل ِ همیم در تن یک شعر بالـــدار

پای دویدن از من و پرواز ، بال ِ توست


وقتی اتاق ِ من پُر پروانه میـــشود

فصل بهار آمده ، یا این خیال توست ؟


گاهی برای از تو سرودن غزل کم است

بس که قصیده پشت سرت ؛ زیر شال توست !


سلطان عشق روی لبانت جلوس کرد

امشب شروع سلطنت خط و خال ِ توست


ما را سری است با تو که معناش این شده است

یعنی بخواه ، زندگــــی ام نیز مال ِ توست !


رگـــهام را زدم ، فوران کرد تا افق

خون چکیده بر تن ِ این شب ، حلال ِ توست


امیــر مـرزبان