تیمور نخواهی شد از این لنگ شدن ها

دیری است که دل ، آن دل دلتنگ شدن ها
بی دغدغه تن داده به این سنگ شدن ها
آه ای نفس از نفس افتاده! کجا رفت
در نای نی افتادن و آهنگ شدن ها ؟
کو ذوق چکیدن ز سر انگشت جنون ، کو؟
جاری به رگ سوختۀ چنگ شدن ها
زین رفتن کاهل چه تمنّای فتوحی؟
تیمور نخواهی شد از این لنگ شدن ها
پای طلبم بود و به منزل نرسیدم
من ماندم و فرسودۀ فرسنگ شدن ها
***********************************
سرخوشم ، این ناگهان مستی ز بوی جام ِ کیست ؟
شعله می ریزد زبانم ، بر زبانم نام ِ کیست ؟
کوچه های روشن دل ، در صدای او رهاست
می رود منزل به منزل ، این طنین ِ گام ِ کیست ؟
اینک آن خون ؛ خون ِ تلخ ِ سنگ بودنهای ِ من
نذر ِ شیرینکاری ِ شمشیر ِ خون آشام ِ کیست ؟
آن جنون ِ لا اُبالی ، وحشی ِ صحرای ِ وهم
در پناه ِ کیست امروز ای عزیزان ! رام ِ کیست ؟
از پی هم مهر و قهر و مهر و قهر و مهر و قهر
دانه ها پاشیده اینجا ، پیش ِ پایم دام ِ کیست ؟
شام ؛ هر شام این شرار ِ شعله شعله از کجاست ؟
صبح ؛ هر صبح این نسیم ِ نو به نو ، پیغام ِ کیست ؟
****************
به بازآمدنت چنان دلخوشم
که طفلی
به صبح عید
پرستویی به ظهر بهار،
و من
به دیدن تو....
ساعد باقری
نظرات شما فانوس را روشن تر خواهدکرد: