در جهنمیم

اُردیبهشت آمد و ما در جهنّمیــم

همسایه ی تراژدی و همدم غمیــم

مانند سیمهای موازی، دکل...دکل

بی بوسه، بی بغل، همه ی سال با همبم

 

سالی فقط دو روز به ما خیره می شوند

ما یا حسین های سیاه محرمیم

نعمت به ما نیامده، نفرین نصیب ماست

ما سیب نیم خورده ی حـوّا و آدمیــم

حتی دعای ما به خدا هم نمی رسد

ما منزوی ترین کُره در کُل عالمیم..

 

شروین سلیمانی

 

در مدار تو

این هم که بی قرارِ تو باشم غنیمتی است

از دور، دوستــدار تو باشم غنیمتی است

 

این هم که با توهّـمِ پس کوچه‌های شهر

هر شب در انتظار تو باشم غنیمتی است

 

با اعتیادِ خـانه برانـــداز عشــــق تــو

یک عمر اگر دچار تو باشم غنیمتی است

 

آن بادبــادکم که‌ به ابر ِ تو  دل سـپـُـرد

این هم که رهسپار تو باشم غنیمتی است

 

مــا هر دو از قبیــلهٔ‌ حـــوّا  و  آدمیــم

این هم که‌ هم تبار تو باشم غنیمتی است

 

هرچند دورم از تو چنـان مــاه از زمیــن

این‌ هم که در مدار تو باشم غنیمتی است.../.

 

شـروین سلیمـانی