چهار اثر از:نظام وفا

ای خوشا عاشقی و مستی و بیپروایی
ای خوش از خون دل خویش قدح پیمایی
از دل من به کجا میروی ای غم دیگر؟
تو که هرجا روی آخر برِ من باز آیی
شستم از اشک و ز خون رنگ و جلایش دادم
صورت عشق نبد ورنه بدین زیبایی
راندهایم از همهجا و گنه ما این است
که نداریم دلی بلهوس و هرجایی
چشم از خواب عدم باز نکردم هرگز
دیدم این است اگر عاقبت بینایی
پای در خانه بدنام، «نظام» از چه نهی
نیستت گر به سر ای دل، هوس رسوایی؟
*****************
ز روی مهر و وفا یاد از وفا کردی
فدای مهر و وفایت که یاد ما کردی
دلم که به نشد از هیچ دارویی
به نسخه ای تواش از خط خود دوا کردی
دگر چه میکنی ای آسمان دون با من؟
دل مرا که تو از دوستان جدا کردی
یکی منم که به پاداش راستی ای چرخ
تو سرو قامتم از بار غم دو تا کردی
رها مکن دلم از دام زلف خود ای یار
کنون که دامنت از دست من رها کردی
نبود شیوه پیری به دهر دل بازی
(نظام) را تو بدین کار آشنا کردی
*****************************
ای که مایوس از همه سوئی به سوی عشق رو کن
قبله دلهاست اینجا, هر چه خواهی آرزو کن
تا دلی آتش نگیرد حرف جانسوزی نگوید
حال ما خواهی اگر, در گفته ما جستجو کن
زرد روئی در میان گلرخان عیب است بر من
روی زردم را به خون ای دیده گاهی شستشو کن
چرخ کجرو نیست, تو کج بینی, ای دور از حقیقت
گر همه کس را نکو خواهی برو خود را نکو کن
چون خیال دوست, من چیزی نشاط آور ندیدم
هر زمان افسرده دل گشتی,نظاما یاد او کن
*************************************
پیری رسید و فصل جوانی دگر گذشت
دیدی دلا که عمر چسان بی خبر گذشت
ما را دگر چه چشم امیدی ز پیری است
کز پیش من جوانی با چشم تر گذشت
گو بعد من کسی نکند هیچ یاد من
این خواب و این خیال نیرزد به سرگذشت
ای غرقه باد کشتی عمری که روز و شب
در بحر آب دیده و خون جگر گذشت
از دست کار من شد و جانم بلب رسید
از پا در افتادم و آبم ز سر گذشت
با سادگی بساز نظاما که سهلتر
آنکس گذشت کز همه کس ساده تر گذشت
**************************************
نظرات شما فانوس را روشن تر خواهدکرد: