سید علی میرافضلی (زادهٔ ۱۳۴۸ خورشیدی در رفسنجان)

 

به باران دل نبند

که هر چهار فصل دیوانه‌ات خواهد کرد

اگر ببارد، از شوق

اگر نبارد، از دل‌تنگی

 

***************

وقتی که نیستی

 

حس می کنم که پنجره،

 

دیوار دیگری است !

 

*****************************

دست آن کودک که ول شد

در شلوغی خیابانها

طعم آن دستم 

**************


آخرین دانه این مزرعه را نیز

کلاغان خوردند

و مترسک

به دعا مشغول است.

 

****************** 

هر که باران باشد

روی چشم همه پنجره‌ها جا دارد.

 

************* 

برگ ریز است دلم

باد می آید و

احوال خیابان مرا می پرسد

سید علی میر افضلی