ترانه ی دریا
دریا خندید در دور دست،
دندان هایش کف و لب هایش آسمان.
_ تو چه می فروشی دختر غمگین سینه عریان؟
_من آب دریاها را می فروشم، آقا.
_ پسر سیاه، قاتی خونت چه داری؟
_ آب دریا ها را دارم، آقا.
_ این اشک شور از کجا می آید، مادر؟
_ آب دریاها را من گریه می کنم، آقا.
_ دل من و این تلخی بی نهایت سرچشمه اش کجاست؟
_ آب دریاها سخت تلخ است، آقا.
دریا خندید در دور دست،
دندان هایش کف و لب هایش آسمان.
#فدریکو گارسیا لورکا
دندان هایش کف و لب هایش آسمان.
_ تو چه می فروشی دختر غمگین سینه عریان؟
_من آب دریاها را می فروشم، آقا.
_ پسر سیاه، قاتی خونت چه داری؟
_ آب دریا ها را دارم، آقا.
_ این اشک شور از کجا می آید، مادر؟
_ آب دریاها را من گریه می کنم، آقا.
_ دل من و این تلخی بی نهایت سرچشمه اش کجاست؟
_ آب دریاها سخت تلخ است، آقا.
دریا خندید در دور دست،
دندان هایش کف و لب هایش آسمان.
#فدریکو گارسیا لورکا
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ ساعت 17 توسط محمود فرزين
|
نظرات شما فانوس را روشن تر خواهدکرد: