1:

ایستاده بودیم


و مهم

ایستادن بود؛

یک مشت گوسفند

پشت یک کامیون چرک و قدیمی

که می رفت به سمت کشتارگاه

*************************

2:

ما دست جمعی مردیم


در گوری به وسعت تاریخ

و هرکس هرچه از ما گفت

خود را گفته بود.

هنگامه هویدا