رنگ اندوه به چشمان ترت می آید

شعر،امروز به حال پکرت می آید

با سکوت،عشق به افکار جهان فهماندن

به نگاه دغل و حیله گرت می آید

اینکه یک عمر تو رویا کسی را دیدی

اینکه یک روز همان یک نفرت می آید

شاه بی تاج،از آغوش همین سُرسُره ها

بوی معشوقه ی عهد قجرت می آید

حس پرواز مرا خوب به خاطر بسپار

آسمانی شو،به آن بال و پرت می آید

لحن دلواپسی ام توی دهان ها افتاد

قانعم کن که به زودی خبرت می آید

پیش تو بودم وُ از فاصله میترسیدم

آه از آن ترس که اینطور سرت می آید

 

صنم نافع