ازشرابت بیشتر امشب بریز
آمدم تا مرزهای بسته ى آغوش تو
تا لب دریای باران خورده ی خاموش تو
از شرابت بیشتر امشب برای من بریز
تا بگویم:" درد دارم می کشم " در گوش تو
اختیارم دست رویاهاست تا می پرورم
بوسه های سرد را روی تن بیهوش تو
کودکی پای برهنه توی این تصویر ها
می دود دنبال آن چشمان بازیگوش تو
بغض کردم بازهم اما دلیلش را نپرس
تا که بگذارم سرم را بی صدا بر دوش تو
((صنم نافع))
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۷/۱۳ ساعت 21 توسط محمود فرزين
|
نظرات شما فانوس را روشن تر خواهدکرد: