نمی رسیم
دائم به فکر رفتن و اغلب نمیرسیم
یعنی که میرویم و مرتب نمیرسیم
با ذهن بیسؤال و قدمهای کورمال
هرگز به یک بلوغ لبالب نمیرسیم
شاعر شدیم و شعر سفر ساز می کنیم
اما به گرد پای مخاطب نمیرسیم
وقتی که جاده زیر قدمهایمان کج است
حتی غروب جمعه به مکتب نمیرسیم
شاید شبی به لطف غزل سرخوشی کنیم
اما به یک مقام مقرب نمیرسیم
آنان که رفتهاند به فردا رسیدهاند
ما دیر کردهایم به امشب نمیرسیم
حسن قریبی
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ ساعت 17 توسط محمود فرزين
|
نظرات شما فانوس را روشن تر خواهدکرد: