تمام اهل زمین را جهنمی کردی
گناه چشم تو ...یا ...نه! گناه عکاس است
که این چنین به نگاهت دچار و حساس است
و مدتی است که هنگام دیدن چشمت
"اعوذ بالله"او "قل اعوذ بالناس "است
برای رستن او از جهنم و آتش
پل صراط نگاهت ملاک و مقیاس است
تمام اهل زمین را جهنمی کردی
که آیه آیه ی چشمت "یوسوس الناس "است
تمام شهر از ایمان به کفر برگشتند
گناه چشم تو حالا به پای عکاس است؟
******
هی غزل می نویسم از چشمت بس که چشمان تو غزل خیز است
بند بندم دوباره امسال از حسرت دیدن تو لبریز است
غزلم مثل خاک نیشابور هوس حمله ی تو را دارد
آنقدر تشنه ی رسیدن توست بیت بیتش قنات و کاریز است
حمله کن تا تصرفش بکنی در دروازه ی غزل باز است
چند قرن است خاک نیشابور تشنه ی چشم های چنگیز است
حمله کن گوش من نمی شنود سوره های پیمبرم را که
آیه آیه سفارشاتش از شر چشمان او بپرهیز است
حمله . . . نه من همیشه تب دارم اعتنایی نکن به این اشعار
تب هزیان گرفته ام هر چند رگه ام از تباز تبریز است
تو بهاری به ایل خودت برگرد من به دردت نمی خورم آخر
گرچه اردیبهشتی ام اما چهار فصلم همیشه پاییز است
من تو زوج های . . . نه آقا من و تو فرد های خوشبختیم
با دو فرهنگ ضد هم که فقط خاک چشمانشان غزل خیز است
منصوره فیروزی
نظرات شما فانوس را روشن تر خواهدکرد: