چند شعر از مالاریای اکبر اکسیر

آناتومی:شب عید مرغ داشتیم
ران به عرفان رسید
سینه به ایثار
دل و جگر به ملیحه
گردن و دنده و ستون فقرات هم
به من
آنجا بود که فهمیدم
چرا پدرها
اخلاق سگ دارند!
*****تیراژ:
محبوبیت احمد شاملو
کفرم را درمیآورد
با این که مرده است
هم کتابهایش تجدیدچاپ میشود
هم سنگ قبرش!
****
*****تیراژ:
محبوبیت احمد شاملو
کفرم را درمیآورد
با این که مرده است
هم کتابهایش تجدیدچاپ میشود
هم سنگ قبرش!
****
تحقیر :
وزارت دفاع، جلوی دشمن را گرفت
وزارت نیرو، جلوی خشکسالی
صدا و سیما هم، فعلا با دروغ درگیر است
خدایا خداوندا
وصیت داریوش ماریوش را ولش
مرا از آزادی بیان دیگران
محافظت بفرما !
****
در زندگی به من آموخته بودند
هرکسی را دیدم سلام بگویم
درجنگ به من آموخته بودند
هرکسی را دیدم شلیک کنم
سی سال از جنگ گذشته است
شصت سال از زندگی
حالا برگشته ام به زادگاهم
نه دوستی مانده که به او سلام کنم
نه دشمنی که به او شلیک کنم
*****
اکبر اکسیر - مالاریا
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۰۶ ساعت 20 توسط محمود فرزين
|
نظرات شما فانوس را روشن تر خواهدکرد: